مجموعة مؤلفين

47

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

كرده بود به اندرون و خرجى خواسته بود . شاهزاده خانم هزار دينار به مشاراليه داده بود كه به ولايت برود ، خرجيش تمام شده بود هزار دينار به مشاراليه دادم ، بعداز اين‌كه گفتند حضرات [ 3 ] كه اين شفعش « 1 » به شما مىرسد . راه كوه و كمر دارد و آبش شور است . گوشت ندارد . شنبه 12 [ ذى الحجه ] : منزل ششم ، جهرود « 2 » است . پنج فرسنگ است . نان ، منى پانصد دينار ، جو ، منى دويست و پنجاه دينار ، كاه ، منى هفتادو پنج دينار ، هيزم ، منى صد دينار ، انگور خوبى دارد . تا تفرش چهار فرسنگ است و تا آشتيان دو فرسنگ است . اين راه كوه و كمر دارد . يكشنبه 13 [ ذى الحجه ] : منزل هفتم ، سياوشان ، « 3 » اين منزل پنج فرسنگ است . نان ، منى پانصد دينار ، جو ، منى دويست و پنجاه دينار ، كاه ، منى صد دينار ، هيزم ، منى يك صد و پنجاه دينار است . دو آب دارد ، يكى مال چاه شور است ، و يكى آب رودخانه آن ، عيبى ندارد . تا تفرش سه فرسنگ است . و تا آشتيان يك فرسنگ است . كربلائى اسماعيل از بين راه به كنگران رفت . راه كوه و كمر است . [ نقصان كيل ووزن درساروق ] دو شنبه 14 [ ذى الحجه ] : منزل هشتم ، ساروق ، « 4 » هفت فرسنگ است . و راه هموار است . نان ، منى پانصد دينار ، جو ، منى دويست دينار ، كاه ، منى هفتاد و پنج دينار ، جو كيله است . و كيله با من تبريز دوسرتاسه كم است . هيزم ، منى يك صد و پنجاه دينار است . از كنگران كربلايى اسماعيل آمد . سر راه آقا سيد عابد و فرج إله آمدند به همراهى كربلائى اسماعيل و قدرى نان و آجيل به جهت ما آوردند به فرج إله حق آجيل آن داده شد ولى از سايرين باقى است و از طهران داده شد ، آب آن شيرين است .

--> ( 1 ) . شفعه ، حق همسايگى ، حق تقدمى كه همسايه و شريك ملك دارند . همان ( 2 ) . يكى از قصبات شهر قم كه بيب بن جودرز ( گودرز ) آن را بنا كرد و آن را ( ويرود ) نام نهاد . بعد از مدتى آن را " كه رود و سپس جهرود ناميدند . همان ( 3 ) سيوشان ، سياه وشان ياسياوشان ، روستائى ازدهستان آشتيان بخش طرخوران اراك . همان ( 4 ) . جزو دهستان فراهان شهرستان اراك ، در فاصله 48 كيلومترى اراك . فرهنگ جغرافيائى ايران ، ج 46 ، ص 97